گفته بودي دلتنگي هايم را با قاصدک ها قسمت کنم تا به گوش تو برسانند. مي گفتي قاصدکها گوش شنوا دارند غم هايت را در گوششان زمزمه کن و به باد بسپار . من اکنون صاحب دشتي قاصدکم. اما مگر تو نمي دانستي قاصدکهاي خيس از اشک مي ميرند؟
مرا صد بار از خود براني دوستت دارم به زندان خيانت هم کشاني دوستت دارم چه سود از مهر ورزيدن چه حاصل از وفا کردن مرا لايق بداني يا نداني دوستت دارم
عشق در قلب ما به امانت گذاشته نشده تا زير گرد و غبار کدورت و رنجش و بي مهري بوي نا بگيره، عشق عطري داره که همه رو مست مي کنه ، حيف اين عطر بي همتا نيست که تو جاش اون قدر بمونه که بي مصرف و بي خاصيت بشه ؟
دمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پر پر شدنش سوز و نوايي نکنيم... يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نکنيم... يادمان باشد از امروز خطايي نکنيم گرچه در خود شکستيم صدايي نکنيم... يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم
قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه ی وجودت له شده ... چه قدر سخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی ديديش هيچ چيزی جز سلام نتونی بگی چه قدر سخته وقتی پشتت بهشه دونههای اشک گونههات رو خيس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوزم دوسش داری
به شوق غرق شدن در كران چشمانت
به جان خريده خطر ، رهنورد گردابم
اگر كه سيب ، هماي سعادت حوّاست
براي چيده شدن از دلت ، چه بي تابم
قدم قدم به سراي دلم ، قدم بگذار
شميم عطر نفس هاي سرد مهتابم
براي ديدن لبخند تو ، همه ايام
درون پرده ي غم نيز هم ، شادابم
غزلترين غزلم را براي تو گفتم
شريك ثانيه هاي لحظه ي نابم
قسم نمي خورم كه پس از تو نفس بكشم
كه بعد تو ، بدنم سرد ، قعر مردابم
به شوق غرق شدن در كران چشمانت
به جان خريده خطر ، رهنورد گردابم
اگر كه سيب ، هماي سعادت حوّاست
براي چيده شدن از دلت ، چه بي تابم
قدم قدم به سراي دلم ، قدم بگذار
شميم عطر نفس هاي سرد مهتابم
براي ديدن لبخند تو ، همه ايام
درون پرده ي غم نيز هم ، شادابم
غزلترين غزلم را براي تو گفتم
شريك ثانيه هاي لحظه ي نابم
قسم نمي خورم كه پس از تو نفس بكشم
كه بعد تو ، بدنم سرد ، قعر مردابم
به شوق غرق شدن در كران چشمانت
به جان خريده خطر ، رهنورد گردابم
اگر كه سيب ، هماي سعادت حوّاست
براي چيده شدن از دلت ، چه بي تابم
قدم قدم به سراي دلم ، قدم بگذار
شميم عطر نفس هاي سرد مهتابم
براي ديدن لبخند تو ، همه ايام
درون پرده ي غم نيز هم ، شادابم
غزلترين غزلم را براي تو گفتم
شريك ثانيه هاي لحظه ي نابم
قسم نمي خورم كه پس از تو نفس بكشم
كه بعد تو ، بدنم سرد ، قعر مردابم
به شوق غرق شدن در كران چشمانت
به جان خريده خطر ، رهنورد گردابم
اگر كه سيب ، هماي سعادت حوّاست
براي چيده شدن از دلت ، چه بي تابم
قدم قدم به سراي دلم ، قدم بگذار
شميم عطر نفس هاي سرد مهتابم
براي ديدن لبخند تو ، همه ايام
درون پرده ي غم نيز هم ، شادابم
غزلترين غزلم را براي تو گفتم
شريك ثانيه هاي لحظه ي نابم
قسم نمي خورم كه پس از تو نفس بكشم
كه بعد تو ، بدنم سرد ، قعر مردابم
به شوق غرق شدن در كران چشمانت
به جان خريده خطر ، رهنورد گردابم
اگر كه سيب ، هماي سعادت حوّاست
براي چيده شدن از دلت ، چه بي تابم
قدم قدم به سراي دلم ، قدم بگذار
شميم عطر نفس هاي سرد مهتابم
براي ديدن لبخند تو ، همه ايام
درون پرده ي غم نيز هم ، شادابم
غزلترين غزلم را براي تو گفتم
شريك ثانيه هاي لحظه ي نابم
قسم نمي خورم كه پس از تو نفس بكشم
كه بعد تو ، بدنم سرد ، قعر مردابم

اینم چندتا عکس از بازی دیشب
ادامه مطلبم نگا کنیین بد نیست نظرم......... ادامه مطلب
ديشب يه اهنگ از يه خواننده قديمي به اسم روحبخش شنيدم که خيلي جالب بود البته يه قسمتي ازش: مامان جون دورت ميگردم نميخاي بر مي گردم مي رم تو شهر مي گردم پي دلبر ميگرد این اون دخترس که میره پی دلبر

پول پول پول>>>>>>>>>>>>>

تحقيقات جديد نشان ميدهد، مشاهده پول ميتواند به صورت ناخودآگاه سبب تغيير رفتار انسانها شود.
به گزارش ايرنا به نقل از «آسوشيتدپرس»، گروهي از محققان دانشگاه «مينهسوتا» در آمريكا در مطالعهاي جديد جمعي از دانشجويان داوطلب را به دو دسته تقسيم كرده و آنها را در مواجهه با ۹آزمايش و معما قرار دادند با اين تفاوت كه براي گروه اول در خلال اين آزمايشها مقاديري پول به نمايش درميآمد اما گروه دوم همان آزمايشها را بدون مواجهه با پول انجام دادند.
نتايج اين مطالعه كه در شماره روز جمعه نشريه علمي «ساينس» به چاپ رسيده نشان داد دو گروه ياد شده عملكردهاي متفاوتي داشتند و اين امر حاكي از آن است كه حتي مشاهده پول ميتواند بر رفتار انسان در شرايط مختلف تاثير بگذارد.
به گفته «كتلين ووس» دستيار پروفسور بازاريابي در دانشگاه «مينهسوتا» و سرپرست اين مطالعه، مشاهده پول ميتواند روي افراد تاثير مثبت و يا منفي داشته باشد.
وي افزود: قرار گرفتن در معرض پول سبب بروز حس كفايت و عدم نياز به ديگران در انسان ميشود و ميتواند ميزان اجتماعي بودن را در انسانها كاهش دهد.
«ووس» عنوان كرد: اجداد قديمي انسانها احتمالا براي انجام كارها و رسيدن به اهداف خود مثلا ساختن پناهگاه و يا شكار نياز به همكاري ديگران داشتهاند اما در ابتدا معامله كالا به كالا و در نهايت پول در ميان مردم رايج شد به طوري كه انسانها ميتوانستند بدون نياز به كمك مستقيم ديگران و تنها با برخورداري از پول كارهاي خود را انجام بدهند كه اين امر احتمالا ميزان اجتماعي بودن انسان را نيز كاهش داده است.
در يكي از اين آزمايشها دانشجويان داوطلب به دو گروه تقسيم شدند و از آنها خواسته شد با يك سري كلمات پراكنده جملهسازي كنند. بررسي اين جملهها نشان داد جملههاي ساخته شده توسط افرادي كه در حين آزمايش پول مشاهده كردهاند، به صورت ناخوداگاه به ميزان بيشتري با مسايل مادي و پول ارتباط دارد.
در آزمايشي ديگر دانشجويان به حل يك معما مشغول شدند و آن دسته از دانشجويان كه در موقعيتي نشسته بودند كه ميتوانستند مقداري پول مشاهده كنند به طور ميانگين پس از ۵/۱دقيقه براي حل معما تقاضاي كمك كردند اما دانشجويان ديگر كه پولي نميديدند به طور ميانگين پس از ۳دقيقه درخواست كمك كردند.
به گفته محققان، حتي مشاهده جزيي پول نيز ميتواند در نوع رفتار و اهداف فرد تاثير بگذارد و به صورت ناخوداگاه سبب كاهش حس وابستگي فرد به سايرين شود.

عشق ممکنه که کمرنگ بشه ولی در اونصورت هم مثل آتش زير خاکستر ميشه!
هر دوست داشتنی عشق نيست!
خدايا به کسی که دوستش داری بياموز که عشق برتر از زندگيست٬ و به کسی که بيشتر دوستش داری بياموز که دوست داشتن برتر از عشق است
عشق بهترين حالتيه که يک انسان ميتونه داشته باشه. شايد بشه گفت که يه جنون خوش خيم! يا بدخيم!
زيبا ترينِ لحظات بحق٬ زمان ديدار عاشق و معشوقه و زيباترينِ کلمات٬ کلماتی هستن که بين اون دو رد و بدل ميشن.
جبران خليل جبران نويسنده شاعر و نقاش بسيار معروف و محبوب جهانيان در سال 1883ميلادي در روستاي بشري لبنان ديده به جهان گشود.جبران در سن 11سالگي همراه با خانواده خود با تحمل مشكلات فراوان به امريكا مهاجرت كرد ودر شهر بوستون در محله فقيرنشين چيني ها مسكن گزيد.خليل رشته فلسفه را در دانشگاه لبنان تكميل كرد و در پاريس مشغول نقاشي و مجسمه سازي شد.وديري نگذشت كه نقا شي هايش به نمايشگاه هاي بزرگ جهان راه يافت و او را جزو بزرگان اين رشته مطرح ساخت.جبران پس از 3 سال اقامت در فرانسه به امريكا باز گشت و كار شعر و نويسندگي خود را پي گيري كرد كه نتيجه آن 18 اثر بسيار ارزنده از ژرف ترين انديشه هاي فلسفي گرفته تا شعر ها و مطالب لطيف و پر احساس.از جمله كتاب پيامبر كه جزو پرفروش ترين كتابهاي ادبي بوده است.
خليل جبران در زمان دانشجوئي و اوج احساسات جواني عاشق دختري بسيار زيبا شد اما خانواده دختر به خاطر فقر و تهي دستي او از قبول ازدواج آنها خودداري كردند.پس از چندي جبران عاشق ژوزفين پيبادي شاعر بوستوني شد.اما او نيز بخاطر تنگدستي از ازدواج با جبران سر باز زد وبا مردي ديگرازدواج كرد.بعد از مدتها خليل جبران با دختري كه 10 سال از او بزرگتر بود آشنا شد اما او هم بخاطر اختلاف سن از ازدواج با او خوداري كرد اما تا 17 سال با جبران ارتباط نامه نگاري داشت و براي نوشته هايش الهام بخش بود.
خليل جبران در سال 1923با زن نويسنده عربي بنام مي زياره آشنا شد و از آن پس او قهرمان نوشته هاي جبران شد و تاثير به سزايي در نوشته هاي او گذاشت.اما خليل جبران بخطر تنگدستي باز هم نتوانست با مي ازدواج كند اماآنها تا آخرين نفس به يكديگر وفادار بودند.
خليل جبران اين كانون احساس ،انديشه وعاطفه در سال 1931 بر اثر بيماري قلبي در نيويورك در گذشت و پيكرش به لبنان انتقال داده شد و در زادگاهش به خاك سپرده شد من پیشنهاد میکنم حتما کتاباشو بخونین مخصوصا بالهای شکسته واسه فمنیستا خوبه 
اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟
اگه پسرا نبودن دخترا کيو سر کار مي ذاشتن؟
اگه پسرا نبودن دخترا کيو تيغ مي زدن؟
اگه پسرا نبودن کي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟
اگه پسرا نبودن دخترا واسه کي ناز بيارن بيان؟
اگه پسرا نبودن پس تکليف اين کارخونه هاي زل چي مي شد چي ميشد ؟ 
(جمله ي عاشقانه : خداوند همه ي جوانان را به راه راست هدايت كند )
ـ عشق از ديد يك رياضيدان : عشق يعني دوست داشتن بدون فرمول
(جمله ي عاشقانه : آه عزيزم به اندازه ي سطح زير منحني دوست دارم)
ـ عشق از ديد بقال سر كوچه : والا دوره ي ما عشق .. نبود ننمون رفت و اين سكينه خانوم رو واسمون گرفت
(جمله ي عاشقانه : سكينه شام چي داريم ...)
ـ عشق از ديد اصغر كاردي (در زندان) : مرامتو عشقه ، عشقي
( جمله ي عاشقانه : چاقو خوردتيم لوتي)
ـ عشق از ديد يك دختر دانش آموز كمي بي غم : آه عزيزم كاش الان پيشم بودي، بغلم ميكردي ، سرمو ميزاشتي رو شونه هات
( جمله ي عاشقانه : دوست دارم عزيزم )
ـ عشق از ديد مادر بزرگم : اين حرفهاي بد رو نزن ، راستي اين دختر اقدس خانوم خيلي دختر خانوم و با كمالاتيه ، تازه تحصيل كرده هم هست
(جمله ي عاشقانه : بريم خواستگاری)

|


- زن ها همیشه نگران چیز هایی هستند که مرد ها فراموش می کنند و مرد ها همیشه نگران چیزهایی هستند که زنها فراموش نمی کنند!
- اراده کنید که همیشه به وجود آورنده ی تحولات باشید نه قربانی تغییرات - لذت های آنی غم های آتی در پی دارد. برای ایجاد و حفظ روابط دوستانه باید اول خودتان یک فرد دوست داشتنی باشی. - انسانها دو دسته اند: آنهایی که بیدارند در تاریکی و آنهایی که خوابند در روشنایی. - در دریای پرتلاطم زندگی همیشه می توان موجی را یافت که اگر با آن حرکت کنید شما را به ساحل خوشبختی برساند. «شکسپیر»
از هر هزار مرد يکي يکي رهبر مردان ديگر ميشود.بقيه همي دنباله رو زنها هستند دوست دارم مردها مردانه رفتار کنند:محکم و کودکانه مي دانيد چرا هرگز ازدواج نکرده ام؟چون سه حيوان خانگي دارم که کار شوهر را برايم انجام مي دهند:سگي دارم که صبها غرغر امبکند.طوطي که عصرها يکريز بد وبي راه مي گويد و گربه اي که شبها دير به خانه می اید منتظر بقیه شم باشین 
اه پروردگارا مگر زن چه کرده با تقابل باتو؟چه گناهی از او سر زده که مستحق چنین عقوبتی است؟به جرم کدام جنایت این مجازات ابدی بر او نازل شده ؟تو بزرگ و توانایی و من هیچ نیستم مگر مخلوق نا چیزی که بر استان تو افتاده است به زیر پایت چرا می افکنی؟امیخته به عشق زن را تو افریده ای او را به عشق ایا تبا می کنی؟ طریق خوشبختی را به او تو نموده ای اما به جاده فلاکت نیز تو راهش می بری... به خواست خویش زیبایی خلقت را به نموده ای هم از این عشق به زیبایی ست که رهسپار دیار خوشکسالی اش میکنی.به اشک زلالش میکنی و بنیادش به اشک بر باد میدهی. زن این جنس لطیف در عین ناتوانی تمام بار زندگی را به دوش می کشد.چرا
, چرا...................رشته محبت از ابریشم هم که باشد بالاخره میتواند یکی را خفه کند. انکه می گوید قدم شما روی چشم
,یا به چشمش خیلی اطمنان دارد یا قدم شما رو دست کم گرفته . من راست میگویم تو راست می گویی اما همیشه او دروغ میگوید مرد مجرد و پرنده ازاد رو تنها یک مسئله مشترک تهدید می کند((قفس)) جاده فروتنی از گردنه غرور می گذرد. دوران فراق فرصت خوبی است تاعشاق وفا پیشه سر عقل بیایند تازه به دوران رسیده کسی است که برای دیدن ماه کبریت می کشد میگویند کرم از خود درخت است, خوب, اما چچه کسی این اعتراف را از زبان کرم یا درخت شنیده. عشق یک بار به سراغ ادم می اید و هزار بار به یادش. فرشته را از ان رو مظهر عشق دانسته اند که در اسمان هم نگفت((نه)) . پشت این در های بسته چه بد بختی هایی با خوشبختی اشتباه می شود مرد شکوه نام و اعتبار می خرد و زن بهای ان را می پردازد









