تبليغاتX
جیگرطلا

 

اخی نازی میبینین چه قد خوشگله عمرا هیچکدوم از شما عاشقا بتونین همچین نامه ی خالصی بنویسین رک وراست بدون پیچش گفته حق نداری بری دانشگاه!! از همین الان گربه رو به هجله نرسیده( شایدم رسیده) سقط کرده!!

 

من یه چند روزی نیستم!!! با اینکه سخته ولی............

زود میام نه گریه نکنین ناراحت نشین میام شنبه صبح میام! سخته اما میشه دیگه

حالا من اینا رو گفتم یه بار نگین این که نیس پس نظرو بی خیال من منتظرم می خوام شنبه غافلگیرم کنین برگشتم خوشحال شم!!

جیگره همتون تا شنبه بای بای!!

+ نوشته شده در ساعت توسط هرکی |


مونده بودمدرباره چی بنویسم!که الی جون پیشنهاد داد دربارهفواید دخانیات1اول گفتم من که نویسنده نیستم انشامم خوب نیست!بعد که فکر کردم دیدم مگه همه اینانویسندن یه چرتی مینویسی.... میشه مقاله!!

اول بگم فکر بد نکنین من اسن نمیدونم دخانیات با کدووم (ت) هست؟-:.شروع میکنیم:

موضوع:فواید دخانیات    نویسنده: نگار جون     تاریخ:امروز چندمه؟؟!!

خب:من کاری به این چیزای خفن مثه کراکو کریستالو!شیشه!بلور ندارم اسن راسته کار ما نیست! من فقط قیلیون و سیگارو چون خون کرمونی تو رگامه تریاک.

اول تریاک چون خفن تره: من که تا حالا امتحان نکردم.ولی حتما خوبه که همشهریام همه پیرو جوون استفاده میکنن(کرمونیا اکثرا میکشن ولی معتاد نیستن)

بعد سیگار:من تنها سیگاری که میشناسم (بهمن کوچیکه)خیلی حال میده(من نمیکشما) وای زمانی که بوی سیگار با بوی اسپند قاطی میشه دیوانه کنندس!!! من نمیگشم

 حالا میرسیم به قسمت شیرین مجرا یعنی قلیون:(تاکید میکنم من نمیکشما)همش میگن قایون بده ضررش حتی از سیگارم بیشتره و این چرت و پرتا ولی خداییش کجاش بده یه دو سیب میزنی میری فضا اسن نمیفهمی کجایی مگه بده (از غم دنیا حتی واسه 15 دقیقه خلاص شی غنیمته) ولی حیف خانوادگی همجا راه نمیدن تنهام که بری میگن این دختره ...... که تنهایی اومده قلیون کشیبا کسیم که بری ضایت میکنن!دیروز 3 جا رفتیم رامون ندادن از اخر یه جایی کنار زیست خاور رفتیم بد نبود ولی......)من به همه اینایی که غم عشقواینا دارن توصیه میکنم برن اگه میخواین گیج بزنن که کاپو بکشین اگه هم نمیخواین خیلی پرتقال خوبه(من نمیکشما)

یه ضررش هم بگیم اینه که اگه چند وقت نتونی بکشی خمار میشی و سخته همینnothing else

حالا فکر نکنین ما معتادیم نه به جون اصغر من بچه پاکیم!

عجب اپ دودیی خداییش جاش خالی!! [img][/img]

ولی اینو بدونین من نومیکشم!!

+ نوشته شده در ساعت توسط هرکی |


نمیدونم چرا اسن حس خوبی ندارم خوشحال نیستم اسن با توتدای دیگم فرق داره من همیشه نزدیک تولدم که میشد کلی خوشحال بودمو به همه اعلام میکردم که چند روز مونده و کلی ماجرای دیگه.....!!! ولی امسال انگار نه انگار که من یه سال بزرگتر شدم شایدم به خاطر همین باشه که بزرگ شدم و اون کارا از سرم افتاده نمیدونم این چند روز با خودم می گفتم بزار روز تولدت خوب میشی ولی نشدم که هنوز ولی عیب نداره یه تنوعه!!! تولد همه نوزده مردادیا مبارک امیدوارم اونا خوشحال باشن!!این که اومدم گفتمم واسه خاطر این بود که یه کم حس خوشحالی رو بیدار کنم که نشد!!!!

  

پ-1.من هیچ وقت به طور مستقیم اینجوری ننوشته بودمو همش شعر و داستان ولی این یکی........

پ-2.پیشاپیش از تبریکای شما ممنوم مرسی خوشحال میشم

پ-3.از یکی از دوستام که تو وبش از من گفته بود مرسی و از همینجا میگم الی جون الی جون حمایتت میکنیم!!           http://zrobla.blogfa.com  برین اینجا!!!!

پ-4.از همه کسایی که تو پست قبلیم اومدنو نظر دادن.چه خوب چه بد متشکرم!

+ نوشته شده در ساعت توسط هرکی |


  يک بار ديگه سلام عرض مکنم خذمت همه ي دوستان عزيز.قصه اي که مخوام اي دفه واستا عرض کنم قصه هري شاطره که همي چند روز پيش کتاب اخرشم ددن بيرون وکلي مايه تيله به جيب زدن.                                                                   هري شاطر تو محله ممسني اباد به دنيا امت.اي بچه از همو اول يک علاقه خاصي به خيمير داشت.يعني هر جا خیمير مديد عين هم کلپسه واي مستاد نگا مکرد و ننه باباي هريم که اين علاقه ره تو بچشان ديدين گفتن تو نمخي درس بخني بيا واستا در دکون اوس ممد واستا شاطري بکن.اي بود که بچه ها از همون مق بتش مگفتن هري شاطر.يک روز که هري داشت خيمير درست ميکرد.يکي از اي کارگرداناي هاليفود که زنش بزش بهش گفته بود يا با نون تازه ميي خنه يا عين هم سگ کتک مخوري رفت تا از نون وايي اوس ممد نونن بيگيره که هم با يه نگا عاشق چشاي ابی هري رفت.به همي خاطر از هري دعوت کردکه بيه تو يه سري فيلم بازي کنه.اويم که همچي بدتش نيميد قبول کرد.بعد همهمي که رفت هاليفود اسمش گذاشت هري پاتر.يه تعداد از اي فيلماييم که بازي کرده اينيه:هري پاتر و سنگ جادو;که تو اي فيلم يک پسر بود که وارد مدرسه جادوگري شد و با يکي به نام ولدرمورت ناخون جله کشيد.دومي شم که اسمش هست هري پاتر و سولاخ اسرار;تو اي فيلم تا اي هري پاتر رفت تو چاه مسترل تا کپسه ره در بيره,فيلم تيموم رفت.تو فيلم هري پاتر و زنداني ازکابانهم که يک سگ خيره اي بود که هري هم هرجا مرفت,دنبالش ميمدکه از اخرم معلوم رفت بابا اندرش بوده.تو فيلم هري پاتر و جام اتش هم هموجور مسابقه داد تا اول رفت.تازه قراره که سه فيلم ديگه يم بازي کنه که ئيگه مو حوصله ندرم براتا تعريف کنم.خير پيش تا قسمت ديگه                                                                                                                                                                              

+ نوشته شده در ساعت توسط هرکی |


اه پروردگارا مگر زن چه کرده با تقابل باتو؟چه گناهی از او سر زده که مستحق چنین عقوبتی است؟به جرم کدام جنایت این مجازات ابدی بر او نازل شده ؟تو بزرگ و توانایی و من هیچ نیستم مگر مخلوق نا چیزی که بر استان تو افتاده است به زیر پایت چرا می افکنی؟امیخته به عشق زن را تو افریده ای او را به عشق ایا تبا می کنی؟ طریق خوشبختی را به او تو نموده ای اما به جاده فلاکت نیز تو راهش می بری... به خواست خویش زیبایی خلقت را به نموده ای هم از این عشق به زیبایی ست که رهسپار دیار خوشکسالی اش میکنی.به اشک زلالش میکنی و بنیادش به اشک بر باد میدهی. زن این جنس لطیف در عین ناتوانی تمام بار زندگی را به دوش می کشد.چرا, چرا..................              
+ نوشته شده در ساعت توسط هرکی |


شب سردي است ، و من افسرده.
راه دوري است ، و پايي خسته.
تيرگي هست و چراغي مرده.

مي كنم ، تنها، از جاده عبور:
دور ماندند ز من آدم ها.
سايه اي از سر ديوار گذشت ،
غمي افزود مرا بر غم ها.

فكر تاريكي و اين ويراني
بي خبر آمد تا با دل من
قصه ها ساز كند پنهاني.

نيست رنگي كه بگويد با من
اندكي صبر ، سحر نزديك است:
هردم اين بانگ برآرم از دل :
واي ، اين شب چقدر تاريك است!

خنده اي كو كه به دل انگيزم؟
قطره اي كو كه به دريا ريزم؟
صخره اي كو كه بدان آويزم؟


مثل اين است كه شب نمناك است.
ديگران را هم غم هست به دل،
غم من ، ليك، غمي غمناك است.                                                                                                                                      Click to back
+ نوشته شده در ساعت توسط هرکی |