سلام ميكنم به همه دختراي اريايي دختراي خوشگل شرقي دختراي اسيرشرقي دخترايي كه دارن رنج ميكشن عذاب ميبينن شكنجه ميشن ولي دم نميزنن,دختراي نجيب ايراني كه هركسي به راحتي به خودش اجازه ميده خردشون كنه و غرورشون و لگد مال كنه...
ما دختراي ايراني داريم تو بدترين و سخت ترين شرايط داريم زندگي ميكنيم..
سختي زندگي فقطاين نيست كه غذا نداشته باشي پول نداشته باشي پدر مادر و سرپرست نداشته باشي...
سر مون بند شده به يسري خوشبختيا و خوشحالياي كاذب و الكي كه تازه اونم اسون و راحت نيست...
شايد الان با خودتون بگين نه من خوبم خوشبختم دارم حال ميكنم از زندگيمو لذت ميبرم..
ولاي به نظر شما..
دختري كه حق نداره عاشق بشه خوشبخته..
دختري كه همش بايد تو يه كيسه مشكي باشه خوشبخته...
دختري كه حق نداره با دوستاش شاد باشه و شادي كنه كه يه وقت انگ سبك قرتي بودن نخوره
دختري كه بايد بشينه تو خونه كم كم تا 17 سالگي رفت و امدا كنترل شده اينجا نري اونجا نياي با اين برو با اين نرو چرا زود رفتي چرا دير اومدي...
دختري كه هميشه يه اغا بالاسر بايد داشته باشه خوشبخته..
نه بگين ما خوشبختيم ما اره خوشبختيم؟؟؟؟؟
دخترينه بايد بشينه تو خونه... كنار ننه جونش اشپزي ياد بگيره خياطي ياد بگيره خونه داري و بچه داري بلد بشه تا يه اقا پسر خوب بياد ببرش...اگه اين كارا رو نكنه شوهرش كه ببينه ياد نداره كاري ناراحت ميشه...
ميخوام بره.. مي خوام نباشه هیچوقت...
دخترينه اگه بره بيرون مردم فكر بد ميكن دخترينه اگه بره بيرون كسي نمياد بگيرش ديگه دخترينه اگه بره بيرون ميگن سر و گوشش ميجنبه دخترينه اگه بره بيرون... ن دخترينه جاش تو خونس درس بخونه كار كنه و بپوسه...
واي واي واي واي واي....
هنوزم فكر ميكنين خوبين خوشبختين ؟؟؟؟
هنوزم فكرر ميكنين همه دوستون دارن و مورد احترامين؟؟؟
همه دخترو فقط واسه يه چيز ميخوام واسه هم خوابگي و هم بستري....
كاش جوري تربيت شده بوديم كه الان جرات وتوان اعتراض داشتيم كه الان ميتونستيم حقمون و بگيريم...
متاسفانه جوري تربيتمون كردن كه خود به خود احساس ضعيفي ميكنيم...
كاش ميشد يه كاري كرد... اينجوري خيلي سخته...
اگه بخوام راجع به دخترا بگم جدا از به جنون رسيدن خودم اينقد زياده كه....
ولي از همينجا بمن داد ميزنم با وجود همه سختيا و بدبختيا:
من افتخار ميكنم كه يك دختر اريايي و شرقيم
....افتخار....
**شماهم با من داد بزنین دخترای خوبه اریایی**
نياكان باستاني ما بر اين باور بودند كه شادي افريده اي نيك و اهورايي است.
در پي اين باور و ارمان ايرانيان براي شادي و سرشاري بخشيدن به گيتي و كشورو مردم براي خشنودي پروردگارشان هر چند گاهي به جشني زندگي را به نيكويي ونيايش مي اراستند ان سان كه داريوش هخامنشي به ستايش خدايش مي ايستاد
در ميان جشنهاي بيشمار ايرانيان دو جشن از همه برتز بود:مهرگان و نوروز
مهرگان جشن سال نو بود وسال ايرانيان در روزگاري با پاييزز و جشن مهرگان اغاز ميشد و ايراني بر اين باور بود كه در چنين روزي در ان سر اغازها نياي اساطيريشان اژدهاي گيهاني را سينه بدريد وباران بر زمين شبه سرشاري و فرواني بسپاريد
ايرانيان با اغاز با جشن نوروز در اغاز بهار و با جسن مهرگان در اغاز خزان به هستي و خداوند ان سسپاس مينهادند وسالي نيكو پر از باران و افتاب و روشنايي را خواهان بودند.سالي كه كشور از دروغ و دسمن و تنگ سالي و مرگ تهي باشد.
با بر پايي جشن مهرگان كه جشن دهقانان و جشن خرمن هم بود ايرانيان با اتش افروزي هاي خود فرشته ي زمين را در هنگامه ي سرما نيرو ميبخشيدند.با چكامه سرايي هاي خود پيكار فريدون و ضحاك را باز سرايي ميكردند.
گيتي را به داد ميخواستندو بيذ=داد را مينكوهيدند .زنان به پايكوبي و دست افشاني زايش و زايندگي مادر گيتي را ياري مي رسانند و به بانگ بلند در دشت ها و كوهساران خداوند وميهن را اواز ميدادند كه:
ايران گرامي خداوند بزرگ سپاسگزارتان هستيم براي سالي پر باران وپربار
زمين هايت شادمان مردمانت پر زور و پر خرد كشتزارها و باغستان ها شارستان هايت ابادان زنانت سر شار از شايستگي و زايندگي رود هايت پر اب اسمانت پر باران و خورشيد ايران زمين هميشه تابان كودكانت سرشار از اميد و اينده اي روشن و كشور تهي از دروغ و دشمن باد.........
سيمرغ با چنين ارزويي و زيباترين درود ها بر اسمان بابل بال ميگسترد
*THANKS GIVING:ما خودمون الان اين جشن بزرگ رو گذاشتيم كنار در حالي كه بيگانه ها ادامش دادن....
*من اينو نوشتما از يه مقاله برداشم
*من يه جورايي لز پاييز متنفرم نميدونم بعضي چيزاشو دوس دارم ولي بضياشم نه...الان يكم بيشتر دوسش دارم

